آقا
خب هدف من از پست قبلی چی بوده دقیقا ؟ میخواستم یادم نره موضوعی که تو ذهنم بود رو ولی ظاهرا خیلی خواب تر از اون بودم که تصمیمم مبنی بر اشاره به ترشحات ذهنیمو عملی کنه ..
از تایتل حدس میزنم خودم رو جزو هیچ دسته ای نمیدیدم
آره فکر کنم
نه اونقدر مذهبی
نه اونقدر مسلط به مباحث بی دینی
نه عاشق پیشهی مثال زدنی
نه اون سنگ دل بی انصاف که دل همه رو شیکونده
میدونی من معمولی ترین حالت ممکن رو دارم !
امشب بارون اومد
اینجا کم از بابام مینویسم. خب باید اینجوری شروع کنم که پدرم اولین عشق زندگی من است و بسی مهربان و ...
ولی نه ! پدر منم همیشه خوش اخلاق نبوده،گاهیم بهم ظلم کرده اخموبوده و خیلی چیزای دیگه که ممکنه تعریف یه آدم پرفکت رو تو ذهن هر انسانی خراب کنه
اما عجیب تکیه گاهه.. عجیب دست منو میخونه .. عجیب گاهی باهام هم فاز و هم یار میشه.. مثل بارون امشب
با هم کنار پنجره وایسادیم
با همدیگه از لحظهی برخورد قطره هاش با زمین زیر نور چراغ ماشینا کیف کردیم
نمیدونم چی باید بگم . ولی همیشه بزرگترین ترس و ناامیدی زندگی من روزای بدون پدرم خواهد بود.. اولین و تنها پشتیبانی که داشتم خودش بوده .. (هکسره ها رو گاهی نمیدونم املای درستش رو پس جملهمو تغییر میدم) خلاصه اینکه من عاشق پدرم هستم با همهی نقصاش، خوبی هاش،بدی هاش
میدونی ؟ خیلی زشته وقتی داری از دوست داشتن کسی صحبت میکنی و ازش یه فرشته ساختیو اونو توصیف میکنی.
حاج صفا خیلی دوست دارم♥️خیلی