زندگی روال عادی خودشو داره
ناراحتیا،خنده ها،خوشی های زودگذر،غمای سطحی ..
چیزی که عوض نمیشه غم ته دل منه.. مثل آتیش زیر خاکستر با یه حرف،نگاه،حرکت یهو شعله میکشه.. خودشو نشون میده و قلبم میسوزه
کی میخواد این درد التیام پیدا کنه؟
آیا برای التیامش نیاز به کسی دارم که مرهم باشه؟ یا باید خودم تیمار کنم دل شکستمو، حالشو خوب کنم ..
یه دوست جدید رو ملاقات کردم خیلی حرف برای گفتن دارم باهاش
ولی خب یه حس دغل بازیم دارم نسبت بهش
اون حس یه رنگی و اعتماد نیست
میدونم که حسام الکی نیست
دوباره حضور قطع و وصلیه علی
و حال بد بعدش برای من ..
دلم میخواد قطع شه کلا یا بهش بگم من اینجوری اذیت میشم
نمیدونم چی جلومو میگیره ..