آم
احساس شرم دارم الان که فکرشو میکنم از این موضوع !
میپرسی چه موضوعی؟
هوس عشق و عاشقی کردم میگم"هوس" چون نمیدونم هنوز عاشقی برای یک عمر میخوام یا صرفا دلم برای دوست داشتن کسی تنگ شده
فکرمیکنم قسمت سخت تنهایی اینجاست که دیگه حرفی دلت رو نلرزونه،نگاهی ضربان قلبتو بالا نبره، برای دیدن کسی شوق و ذوقی نداشته باشی..
میدونی این شوق و ذوق داشتن برای شخصی تو زندگی خیلی شیرینه
انگار دنیات خوشگلتره با وجود همچین آدمی..
قلب مردهی من؟ از کجا باید پیدا کنم کسی رو که تو بخوایش!
دلم عشق و عاشقی میخواد.. اونم نه بچه گونش چون تجربش کردم حالا دیگه بالغ شدم و شاید امکان تجربهی یه عشق بزرگسالانه رو داشته باشم