هیچوقت از آدمی که مراقب خودش نیست مراقبت نکنید!
حسین اومد امروز دعوتش کردم خونمون ناهار آبدوغ خیار
تجربهی جالبی بود :))
کمرم صاف نمیشه و دولا دولا تو خونه راه میرم
پریودی تو کی هستی
پریودی تو چی هستی
هیچوقت از آدمی که مراقب خودش نیست مراقبت نکنید!
حسین اومد امروز دعوتش کردم خونمون ناهار آبدوغ خیار
تجربهی جالبی بود :))
کمرم صاف نمیشه و دولا دولا تو خونه راه میرم
پریودی تو کی هستی
پریودی تو چی هستی
وقتی واقعیت رو قبول میکنی میتونی رهاش کنی
مراحل فراموشی چی بود؟ شوک و انکار خشم و افسردگی،پذیرفتن و بهبود
من مرحله وسط گیر کردم خدایا
خیلی خشمگینم ازش
میخوام چرت بزنم چی میاد توذهنم: دیدی چجوری اومد تو زندگیت وقتی بهش گفته بودی اینبار اگه واسه وقت تلف کردن و اذیت کردنه مرد و مردونه نیاد و با اینکه ته دلش میدونست که نمیدونه چی میخواد چیزی نگفت؟ چون میدونست با من حالش بهتره منو وسیله کرد
باید باهاش یه تلافی سنگینی کنم
خیلی عصبانیم میام مینویسم آروم شم
همیشه تو ذهنم خودمو یه آدم موفق میدیدم در آینده که با کلی سختی خودشو بالا کشیده و انگیزست برای بقیه .. نصف کارای سختی که کردم هم در همین راستا بوده:))
گودی خانمو آوردم پارک و به ده سال پیش فکر میکنم
به دختر ۱۸ ساله ایی که بی محابا بود،یادمه چندباری با نگین اینجا اومده بودیم و تصادفی دوستای والیبالی پیدا کرده بودیم به این فکر میکنم چند درصد الان احتمال داره خیلی رندوم برم تو بازی چندنفرو شروع کنم باهاشون بازی کردن. صفر! و علیو لعنت میکنم و باز این فکر بهارمو خزون کرد میاد تو سرم
پی ام اسم و سگ تر از همیشه
آب دهن گودو وقتی بیرونیمو ازش آویزون میشه احتمالا تنها چیزیه که ازش چندشم میشه تو این موجود
از سیگار کشیدن بدم میاد دقیقا مثل وقتی گل میکشیدم شدم و هربار روشن میکنم یه خب که چیه بولد تو ذهنم نقش میبنده.
دلم عجیب مسافرت میخواد و وقتی ام تورودیدم که تنهایی سفر کرد بیشتر دلم خواست و عادی تر شد برام،حتما که نباید یکی دنبالت باشه!
عکسای قدیمو میبینم و میزان آرایشو تیپ باعث میشه به این فکر کنم الان چرا زورم میاد حتی لباس زیر بپوشم :))
جدا از علی بدم میاد
من عمیقا با حس خواستنی نبودن دست و پنجه نرم میکنم
اینطوریه که ناخوداگاه سوء برداشت میکنم از رفتار آدمای اطرافم و همیشه فکر میکنم دلیلی نداره چون این آدم از من خوشش میاد اینکارو بکنه
از علی از همیشه متنفر ترم و این خیلی خطرناکتر از زمانیه که حس دلتنگی داشتم براش. شایدم نباشه و اول فراموشی باشه اما جزء جزء این آدم حالمو بهم میزنه
بی عرضهی خودخواه بی اعتماد به نفس خود ان پندار
ازشدت عصبانیت اشک تو چشام حلقه میزنه وقتی بهش فکر میکنم هیچ چیز جذابی نمیبینم اینهمه سال وقتمو هدر داد و از این حس من که فکر میکنم دوست داشتنی نیستم سوء استفاده کرد
پدرمو درآورد آشغال
پس مردم اینجوری کات میکردن که هیچوقت برنمیگردن به هم
چه حس احمقانه و امیدوارانه ای. چقدر میتونه یه آدم خودشو دست کم بگیره که تو همچین ارتباط سمی خودشو مقصر خراب شدنش ببینه وای
دیشب مراسم جن گیری برگزار کردیم اتفاقات ترسناکی افتاد :)) ولی هنوز نتونستم متقاعد شم وجود دارن
ساعت ۱۰ باید دانشگاه باشم برای کارآموزی تو شرکتی که قبل از عید رفتم مصاحبه دادم
بد نیست اوضاع، باز درگیری های مالی هست که اوکیه درست میشه من هرسال همین موقع ها همیشه کمبود منابع پولی دارم:)))
دیسکورد چک میکنم کسی آن نیست
آخر هفتهست و همه تو برنامه ان منم به تبع به دراز کشیدنم ادامه میدم شاید که جزو این قشر به حساب بیام
خوابم میاد
چقدر مجتبی شکوری خوبه
و بار دیگه بازم بهم ثابت شد اونی که بخواد ببینه تورو از شهر دیگه هم میاد و بدون اگر و امای خاصی. میخوام بگم همیشه درست فکرمیکردم از اونی که کمتر حرف میزنه عمل بیشتری قراره ببینی
فردا دوست گیمم میاد اراکو واقعا نمیدونم کجا باید ببرمش تف به تو ای شهر که هیچ جارونداری :)))
بازم یه اشتباه کردم که دلم نمیخواد بنویسمش و باید خودمو تنبیه کنم هرچند کوچیک
بوی خاک بارون خورده میاد تو اتاق اهنگ مریض حالی محسن چاوشی پلیه حس و حال جالبیه فکرای مختلفی تو سرمه این جمله تو مغزمه :رها کن وگرنه کشانده میشوی و به چند سال اخیر نگاه میکنم تورا شبانه هر شب به روی شانه خواهم برد ..
اهان رفتم طلا بخرم مهدیو دیدم فکنم از این به بعد شکست عشقی همچین حسی داره برام😂
میخوام یه چیز خیلی خوشمزه بخورم هوووراااا
برای طراحی سایت یه بنر باید بفرستم پست گوش میندازم
عکسای قدیمیو پیدا کردم کلی خاطره پشتش بود به گسی پیام دادم
با محد راجب این حرف میزدیم چقدر دلمون آدم جدید تو زندگیامون نمیخواد و چقدر راحتی با دوستای قدیمی و به تجملات با ادم جدید ترجیح میدیم
دوست داشتن همینه! من دوس دارم اینو،کنار کسایی باشم که هرکسی رو تو زندگیشون راه نمیدن
YiiikeS
اولین بیست
استاد بهم گفت قلب بزرگی داری
جفتش چسبید
جالبه کاش بشه مامانم میگه جدیدا غذاهام خوشمزه تر شده و راستم میگه و من به اوندفعاتی طی این چندروز فکر میکنم که ازش تعریف کردم!! قدرت کلمات
داستان املت زدن رو ذغال قلیون و آوارگی و تهش یه گوشه دنج با بچه هامون
آئین و گودو
به صورت رسمی و حضوری، با خونسردی و آرامش تمومش کردم
خبری نیست خیلی
کلی ذوق کردم از شرکتی که مصاحبه کارآموزی کرده بودم پیام دادن اما ظاهرا گرافیست میخواستن
دنبال یه شرکت خوب توسعه نرم افزارم نمیدونم اینجا نداره از کجا باید پیدا کنم
امشب سریالی که ۱۶-۱۷ سال تو ذهنم مونده بود تموم نکردنش رو به پایان رسوندم
گفته بودم دیالوگای جالبی داره
ازاون جالب تر :
جوری عشق بورز انگار هیچوقت صدمه ندیدی
طوری برقص انگار هیچکس نگاهت نمیکنه و خفن ترینش
هی جین چرا وقتی کل دنیا رو به جلو حرکت میکنه تو داری توی گذشته درجا میزنی؟تو مثل یه ساعت از کار افتاده ای
درست گفت خاطرات قدرت دارن ولی زندگی کوتاه تر از اونه که بخوام دائم به گذشته فکر کنم.بسه
باید از این رکود خارج شم
باید یک شب زیاده روی کرد
در مستی،در غم، در دوست داشتن
در هرآنچه که محتاط بوده ای..
وقتی دلیل یه رفتار اشتباه رو میفهمی سعی بر انجام ندادنش هزار برابر آسون تر میشه
جدیدا آدمای متاهل زیادجذبم میشن چرا ؟؟
انقد عادی شده این داستان؟
هرچی میگذره از ازدواج بیشتر بدم میاد