Do whatever u wish for
داستان من همینجا تموم میشه اگه دیگه بعد از این پستی نزارم
به زندگیم که نگاه میکنم احساس میکنم همیشه برای دیگران بودم.نه به معنی بدش.نه!
قلب من پر از عشق بود و به هرکس که اطراف من بود حداقل ذره ای از این محبت میرسید
خودمو مثل حس یه نسیم خنک بهاری روی پوست میبینم.به نظرم لذت بخش ترین چیزه اما کسی ام واکنش خاصی بهش نشون نمیده
اشتباهات من همه و همه نه از سر حماقت بلکه شاید همیشه میدونستم عمر کوتاهی دارم و بزار تو این مدت کوتاه پشیمونی برام نمونه...
محبت،عشق،خنده،انرژی،سرزندگی
فکر میکنم منو با اینا به یاد بیارن اطرافیانم بعد از مرگم
من شاید نور زندگی و گرمابخش وجود کسی نبودم، اما مطمئنم دلیل حس خوبشون بعد از یه حال بد بودم
مطمئنم آدما خودشونو از چشم من دوست داشتنی تر میدیدن
چی بهتر از این؟
هربار اینو دیدی به خودت بگو من احساسی تصمیم نمیگیرم
من به عواقب کارام فکر میکنم بعد انجام میدم
یادت نره!
زیسته در عجیب و هولناک ترین قسمت تاریخ
حال هیچکس خوب نیست، انگاری گرد غم و مرگ پاشیده باشن رو صورت هرکسی که از کنارت رد میشه
از اینم عبور میکنیم،یادمون میره... تروماشه که میمونه
حال من؟ افتضاح همهی این دردا به اضافهی بیکاری و در نتیجه بی پولی
دارم تو دیوار میگردم...۲سال اخیرو تو دیوار گذروندم !
حجم اتفاقات این چندوقت به قدری زیاد و عجیب بوده که نمیدونم از قطعی اینترنت شروع کنم یا از کشتار مردم یا از اقتصادی که داره همه رو فلج میکنه
تخم مرغ ۶۰۰ هزار تومنی یا از بی پولی اسنپ کار کردن خودم...
خیلی اتفاقات وحشتناکی افتاده اونقدر تلخ که فقط مجبور بودم برای گذشتن از این برهه به سرعت به سمت جلو بدوام..آیا دارم به جلو میرم یا صرفا درجا زدنه؟
با سارا کانکت شدم باز.. همش بیرون با دوستاش شریعتو باطوم و سیسی ها اخیرا
خدا به خانواده های داغدار رحم کنه
امیدوارم بتونم زودتر برگردم به پول دراوردن