حالا میفهمم خودتو دوست داشته باشی به دیگری هم میتونی عشق بورزی یعنی چی
وقتی کسی رو دوست داری درست مثل خودت باهاش رفتار میکنی چون اون ادم تیکه ای از وجود توئه و جدای از تو نیست
من خود سرزنشگر تو رابطه عاطفی دائم دنبال سرزنش کردن ژرف مقابلم هستم
وقتی هم با طرفت دور از چیزی باشی که با خودت هستی هیچوقت اون رابطه پا نمیگیره چون طرف مقابلت میفهمه این رفتار یه چیزیش هست(هرچقدر خوب) نمیدونم چرا به دل نمیشینه هیچوقت
بارها آدمای جفاکار به خودی و دیدم که خودشونو برای عشقشون به زمین و زمان کشوندن و جواب نداده چرا؟ چون اون طرف مقابل متوجه این میشه ناخوداگاه که یه چیزی سر جاش نیست
دقیقا وقتی عشق به خود( که نباید به خودخواهی و وسواس و خودشیفتگی بدل شه) رو یاد میگیری میبینی ادمای دورت هم از هر جنس و ارتباطی عمیق تر با تو ارتباط میگیرن و واقعی ترن جنس ارتباطات
جالب بود واسم وسط گیم بهش فکر کردم و انقد برام قشنک بود که یه دوره اموزش کوتاه برای ماهان گذاشتم که بشینه جام و من بیام اینارو بنویسم
روز به روز مصمم ترم برای تموم کردن ارتباطم اما یه ترسی ته دلمه
مهر طلبیمه یا عذاب وجدان؟