وقتی به زندگیمنگاه میکنم میبینم شرایطی بوده من هم منفعت مالی میبردم هم عاطفی خیلی حمایت میشدم ولی وقتی ضرر کس دیگه ای رو دیدم، متوجه این شدم سود بردن من در گرو خیانت به کس دیگه اییه حتی اگر نفهمه زیر همه چیز زدن و فرار از اون موقعیت اولین کاری بوده که به ذهنم رسیده و عملیش کردم
دختری رو میبینم علی رقم همه سختی هایی که داره شرافت واسش تعریف روشنی داره و بهش پایبنده
میدونی تو حرف همه همینن . پای صحبت خیلیا که بشینی از خیانت و بی عدالتی متنفرن ولی فقط وقتی که در حق خودشون بخواد انجام شه. واسشون مهم نیست اگر خودشون باعث بدبختی توزندگی کس دیگه ای باشن. اینو من میدونم و خودم که تا چه حد واقعا به خط قرمز هام پایبند بودم. اونم تو چه شرایط سختی
این باعث میشه خودمو خیلی بیشتر از قبل دوست داشته باشم. کاش همیشه مثل الان نقاط قوتم رو میدیدم نه فقط شنیدن داستان کس دیگه ای (اونم نه تو شرایط من) که دقیقا خلاف من داره عمل میکنه منو به این فکر واداره
قدر خودتو بدون
قدر خودتو بدون
اصلا باید یه تابلو با این مضمون بزنم رو به روی تختم ملکهی ذهنم شه