داروهامو قطع کردم و حالا برگشت سردردای میگرنی،عصبی چیز عجیبی نیست

احساس عذاب وجدان داره میکشه منو.این تله‌ی ایثار لعنتی چیه که زندگیمو به فنا داده

با وجود سردرد و حال بد و اتاق تاریک بازم گوشیو برمیدارم میرم وب محرض میخونم تو این حالت قلمبه سلمبه ترین چیزای ممکنم نوشته چشمام دوتا مبیبینه نوشته هارو همین تلاش برای خوندن و نوشتن توی چند دقیقه اخیر دردمو شدید کرد

دلم میخواد یکی باشه کنارم که ارومم کنه از طرفی هرگونه حضور اضافی عین بار رو دوشمه چیکار کنم