چرا یهو آشنا شدم با کامی و گفت ازدواج کنیم و حالا مامان باباش میخوان بیان حرف بزنن؟

حالا این وسط دل من چه مرگشه که گرفته؟

چرا بغض دارم همش و حس میکنم یه چیزی درست نیست؟