به نظرم شورشو دراوردم

چند شب گذشته رو به صورت متوالی مست طی کردم

اما شب عقد فازی ماجرا طور دیگه ای بود :))

حاضر شدنش از صبح با لیدز تا شبش با مهدی اینا و رقص زیاد و دعوای اخر شب با سارا!

چرا انقد صحنه های دعوا کمدی بودن، ناسزاها و برعکس دوییدن خیابان توسط دوستمون، ۴ صبح یه بدبخت دیگه رو از تخت بیرون کشیدن تا اتیش زدن کادوهاش بالای کوه به وقت ۵ صبح:))

دیگه کشش این همه اتفاق رو ندارم. حداقل برای چند روز میخوام چراغ خاموش و ساکت باشم

رابطه رو علنی کردم. فعلا تو اینستا! (وقتی مامان باباتم میدونن دیگه کجا میخوای شو کنی که نکردی؟!)

یک ماهه کار نکردم و از جیب خوردم

آم چقد دوست دارم پروژه های دانشگاهو تکالیفشو انجام بدم اما adhd لعنتی نمیزاره. باید برم دکتر و بازم ریتالین رو شروع کنم