مشکلات من در رابطه همیشه شامل حس نداشتن و زیادی حس داشتنم یا هزاران چیز دیگه بوده که مربوط میشده به خودم اما این یکی احساس میکنم مربوط به من نیست دیگه
نمیدونم
مثلا علی
نباید مقایسه کنم اه ولی کوچیکترین چیزا تو رابطه هست که مقایسه نمیخواد اصلا ! مثل اینکه نگاهم کنه باهام حرف بزنه، یهویی بوسم کنه چمیدونم هزار کوفت و زهرمار دیگه ای که هر ادمی وقتی یه ذره احساس به یکی داره نشون میده. حتی رابطه های دو قرونی و بی ارزش حتی خودم وقتی یکی رو دوسم نداشتم اما بعضی کاراش شیرین بود ذوقشو میکردم . این با اینهمه ادعا! قدمای اولشم ریده به زبان ساده بخوام بگم
یا خیلی ادم بی احساسیه یا نمیدونم چه دردشه
اخه این چه مدل دوست داشتنیه که پشت سرم به همه میگه من ایشونو برای زندگیمیخوام جلوم هیچی. صفر مطلق
بیرونم میریم انقد معذبم همش حس میکنم میخواد زودتر بره بعد میبینم با دوستاشه خب منی که همه چیزم با علی بود یا حتی روابط کوتاه مدت بی سرانجامم که حسی هم نداشتم و طرف خیلی هم بیزی بود باز اینجوری نبود میومد قدممیزدیم کف خیابونای تهران شبای بارونی! بابا لامصب اول جوونیته یه شوری حالی چیزی
اعصابمو خورد کرده خیلی خنثی هست و این نه تنها برای من برای هیچ دختری قابل قبول نیست