غروب جمعه زیر پتو وقتی شب قبل نخوابیدی

خیلی فکر دیگران برام مهمه و این یه مشکل بزرگه !

باید رها کنم بدون حرص خوردن

اینکه علی منو دید خوب شد یا بد ؟ اینکه اینا بیرون دیدنش هی اسمسو اوردن تا فهمیده راجبش حرف میزنن چی

باید لیست ادم های سمی رو اپدیت کنم ولی به چه کسایی

و تا چه حد

دلم دراگ یا الکل میخواد حداقل چندساعت از این حال خارج شم توان تحملش رو ندارم

حالا میشه فهمید آدما چرا رو میارن به اعتیاد

ظرفیت روان وقتی برای تحمل درد پر باشه، وقتی کل زندگیشون میشه آسیب و تروما نیاز به یه خاموش کننده بیرونی شدید حس میشه و این میشه قدم اول .. مثل قدیم خودم که با مصرف وید برای چند ساعت میخواستم یادم بره چه وضعیتی دارم ..

کاش به اونجا نرسونم خودم رو. کاش کمی الکل بود و یک دوست ناب.. هنوزم عذاب وجدان دارم که چرا علی منو دیده حس خجالت دارم

لعنتی به اون ربطی نداره رو ذهنم نمیفهمه برای همین میخوام خفش کنم. نیاز به استراحت دارم، کاش بخوابم

دارم تحریک میشم زنگ بزنم مهدی بگم بیا مشروب بخوریم :)) یعنی در این حد ناتوانم الان