چندروزه به آدمایی که در گذشته منو میخواستن فکر میکنم
فریدی که باهاش کتک کاری میکردم الان استرالیا استاد دانشگاس
مهردادی که به زور جوابشو میدادم کلینیک دندون زده
و منی که هیچی به هیچی
و اون شخصی که بخاطرش به همه اینا نه میگفتمم هیچی به هیچی
عجب کله شق زبون نفهمی بودم :)))
امروز باید برم مصاحبه با یه شرکت برنامه نویسی داخل دانشگاهمون
تجربه مساله خفنیه
اگه اهمیت بدی بهش و نزاری گذشته تکرار بشه
همچنین تمام حال و آیندتم با عینک گذشته نباید ببینی
فرمولاسیون زندگی سخته واقعا