دیشب طی صحبتایی که داشتم آدرس گیت هابم گرفته شد برای انجام یه پروژه

هم خوشحالم خیلی

هم یه ترس ته وجودم که نکنه نشه،سراب باشه،نتونم

ولی میدونم که میتونم

من خیلی وقته شروع کردم این مسیرو و پا پس نمیکشم چون دوستش دارم

این ظرفیت عشق دادن رو صرف خودم و مسیرم میخوام بکنم نه آدما..

این آهنگ billie چقدر خفنه پیشنهاد میشه "wild flower"

مغز adhdم نمیتونه خوب بدوزه به هم اتفاقارو یهو یادم میافته :)) جالبیش اینجاست که دیروز صبح آخرین امتحانم بود و شب مذاکره برای گرفتن یه پروژه با موفقیت انجام شد

این روزا کمی با دوستای دانشگاهم صمیمی تر شدم و وقت میگذرونم یه دوست قدیمی از نیمباز هم دیدم که میدونم خوشش میاد ازم امشب اگه بیرون رفتیم میخوام‌بگم من دوست خوبی میتونم باشم نه بیشتر و پیشنهاد بدم با دوستم اوکی شن :))

پریودم عقب افتاده و نمیدونم چرا هیچ علائمی هم ندارم خیلی pms خفنی نداشتم و گرفتگی قبل از پریودی هم ندارم برنامه پریود trackerام هم میگه عقب انداختی و احتمال بارداری میده:)))

بارِ چه داری وقتی دست کسیم نگرفتم :)) نکنه تخمکام خراب شدن بخاطر کهولت سن

اه