حتی دقیق نمیدونم چندمه چون اینترنت ندارم الان بامداد ۲۹ام هست سرتاسر ایران بدون اینترنته الان منم دارم تو نوتم مینویسم بعدا بزارمش تو وبلاگم میدونم که بعدا میتونم از حال و هوای الانم بنویسم همین حالام که دارم مینویسم بعید میدونم بتونم توش حس سردرگمی توام با ترس و نگرانیمو درست انتقال بدم مراحل زندگیم همیشه عجیب بودن.. وقتی به عقب برمیگردم موضوعی که خیلی جالبه برام دونستن دقیق حس و حالم تو اون موقعیته Vangelis گوش میدم بالکن بازه یه نسیم ملایم میاد تو اتاق با شرت خوابیدم هرچند مژی کلی دعوام کرد که پریودی دل درد میگیری اینجوری.. هرروز خبرای بمبارون میشنویم دو طرف از خجالت هم درمیان هرچند با ویدیویی که امروز دیدم و پیام شخص اول مملکت بود امیدوار شدم حداقل یه بزدل راس کار نیست.مثل شاهزاده .وای که اصلادوستش ندارم خیلیییی شوته داره خوابم میبره ۱:۴۷