فیلم راجع به معیارای زن و مرد هست و توقعات احمقانه ایی که شکل عادی به خودش در جوامع مدرن امروزی گرفته
آشنایی داکوتا با پدرو که یه اسب تک شاخه(همه چی تموم خودمون) و پیشنهاد ازدواجشو رد میکنه و نهایتا با دوست پسر سابقش که فقیرم هست برمیگرده
فقط یه دیالوگ از این فیلم منو زیر و رو کرد
اونجایی که تو ماشینن و داکوتا(اسمشو داخل فیلم یادم نمیاد) به کریس(اسم اینم یادم نمیاد) نگاه میکنه و میگه عوض نشدی
و من حس کردم با تموم وجود جوابشو: ای کاش عوض میشدم چون اینجوری دیگه کسی نبودم که تورو از دست داده ...
گاهی ما چیزیو از دست ندادیم چون آدم بد یا اشتباهی بودیم صرفا اون آدم میره چون نمیخوادت و نمیدونه با خودش و مسئولیت پذیری چجوری باید کنار بیاد