طبق معمول یه سفر ۱۸ ساعته با ۱۸ هزارساعت خاطره

از صبحش و خانم اسنپی که یه ذره ملول میزد و حسابی درون پاچگانم فرو کرد تا کاس پلی های هاول و صوفی تو مگامال😢

آقا من تمام عمر انگار اشتباه میفهمیدم این داستانو با اینکه هزار بار میدیدمش

۲ تا دلیل داشت یک اینکه تنها بارهایی با که با دقت اول تا آخرشو دیدم بدون جلو زدن ۹ سالگیم بود فکر میکنم و خب قاعدتا برداشت یه بزرگسالو نمیتونستم داشته باشم تو اون سن و دفعه های بعدی همیشه میزدم جلو هی ۱۰-۲۰ ثانیه

دلیل دوم دوبله بودن فیلم بود که انگار کامل منظور رسونده نمیشد!

اوه یه دلیل سوم هم میتونه داشته باشه: دیدگاه من نقاطی که برام کوره رو پوشش میده دیگه.آپدیت ۲۹.۵ هست:))

هاول یه پسر خوشگل اما ترسو بود که شکست در اولین عشقشم بخاطر این بود که به ظاهر جادوگر ویست(که دروغین و با طلسم درستش کرده بود و در حقیقت خیلی پیر و زشت بود) علاقمند شده بود و وقتی میفهمه فیکه فرارش شروع میشه:))

از جنگ از پادشاه .. همه چی

قهرمان اصلی سوفی بود

بکگراند گوشیم به یاد حرکت محدثه که عکس شاهین و لی لی رو به عنوان نماد عشق گذاشته بود، هاول گذاشته بودم که داره دست صوفی رو میبوسه و میگه

I've been looking every where for you

وخب این بیشتر نمادینه چون صوفی تو دریاچه ستاره بهش گفت دنبالم بگرد، کله شلغمی کمکش کرد بره تو قلعه و خودش جاشو محکم کرد اونجا پس عملا هاول باز هم عاشق قدرت صوفی و اینکه از دست سالیمان نجاتش داد شد. حتی الگوی بچگی منم زن جور مردو میکشه و من فکر میکنم همه‌ی کارارو مرد قصه کرده

بعدا راجبش مینویسم سرم درد میکنه خیلی راه رفتیم با وجود پریودیم و خسته ام

پاهام ذوق ذوق میکنه و سخت رسیدم خونه اما خب گاهی نیاز دارم به یه چیز این مدلی

خوش گذشت مرسی هودی